منصور بن محمد ابن الياس الشيرازي
2
تشريح الأبدان ( فارسي )
ما گفته و نوشته ، محدود سازيم . « 1 » » از طرف ديگر ، اهميّتى كه علم تشريح داشت ، اغلب اطبّا را ناگزير مىنمود تا به آموختن آن مبادرت كنند . اغلب دانشجويان دورهء عالى آموزشى متقدّم ، بالأخص دورههاى تيموريان تا صفويان ، اعم از آنهايى كه مىخواستند طبيب بشوند و يا آنهايى كه فقه و قضاوت را انتخاب مىكردند ، مىبايست دروس مربوط به تشريح را نيز فرا مىگرفتند و اين بدان علّت بود كه دامنهء علم تشريح در ايران آن روز به مراتب وسيعتر و مهمتر از حدودى بود ، كه دنياى علم امروز براى آن قايل است . كالبد شكافى بعد از مرگ به منظور كشف علّت مرگ به شدّت ممنوع بود و حد اكثر كارى كه مجاز بود ، اين بود كه ببينند مرگ طبيعى بوده است يا غير طبيعى . حكايت مىكنند كه جسد يك زندانى را كه قصر بغداد به علّت سل ريوى در گذشته بود ، در معرض امتحان قاضى و اطرافيان او گذاشته شده بود ، آنان هم به كشيدن يكى دو تار از موهاى ريش او قناعت كرده ، گزارش دادند كه زندانى به مرگ طبيعى مرده است « 2 » . با اين وجود ، تنها كارى كه اطبّا مىتوانستند انجام دهند ، تحقيق و آزمايش بر روى حيوانات و تشريح اعضاى آنها بود و تطبيق قياسى آن با ساختار بدن انسان كه آن هم موجب انحرافاتى مىشد . از مناسبترين اين حيوانات كه ساختار آن شباهت زيادى با انسان داشت ، يكى ميمون بود .
--> ( 1 ) . به نقل از تاريخ پزشكى ايران ، ص 368 . ( 2 ) . تاريخ پزشكى ايران ، ص 368 .